| برهان ايمان / نویسنده: ن. آوا |
|
|
|
در شرايطي كه فشارها بر جامعه بهائي ايران شدت گرفته و هر روز از طرف رسانههاي رسمي مملكت مورد توهين و تهمت قرار ميگيرد، و در حالي كه عده زيادي از بهائيان شهرهاي مختلف در زندان به سر ميبرند، داشتن چنين روحيهاي حقيقتا قابل توجه است. اين طرز برخورد با مشكلات چيز تازهاي نيست. در تمام دوراني كه بهائيان تحت فشار و مورد ظلم و آزار مخالفانشان قرار داشتهاند –دوراني به درازي تاريخ امر بهائي- شاد و مطمئن باقي ماندهاند. اين چه روحيهاي است كه هميشه، حتي در بدترين شرايط هم سرور و نشاط خود را حفظ ميكند؟ آيا غير از اين است كه اين افراد به قدرت خدا ايمان دارند و به او توكل ميكنند و جز رضاي او نميخواهند و به راحت و منفعت خود توجهي ندارند؟ بهائيان پيروان شخصي هستند كه براي امر خود و در راه انجام رسالتش از همه چيز دست كشيد و 40 سال از زندگي خود را در تبعيد و زندان گذراند. وقتي در سياهچال طهران محبوس بود، به همبندان خود ميآموخت كه دعا كنند و ذكر بگويند. در دوران سخت تبعيد عكا همراهانش را دور خود جمع ميفرمود و برايشان حكايتهاي سرورآميز تعريف ميكرد، طوري كه غرق در شادي ميشدند و شرايط ناگوار سجن را از ياد ميبردند. اين كلمات نشان از انقطاعي عظيم دارد: «انّا فی اوّل يوم فيه ارتفع صريرُ القلم الأعلی بين الارض و السَّماء انفقنا ارواحَنا و اجسادَنا و ابنائنا و اموالَنا فی سبيل اللّه العليّ العظيم و نفتخرُ بذلک بين اهل الانشاء و الملأ الأعلی يشهد بذلک ما ورد علينا فی هذا الصّراط المستقيم(1). بهائيان در چنين مكتبي پرورش يافتهاند. در حالي كه مخالفان بهائيت اين آئين را به عنوان يك فرقه سياسي معرفي ميكنند، آن را تهديدي براي قدرت و موقعيت خود ميدانند و نسبت به آن بغض و تنفري شديد از خود نشان ميدهند، مسأله براي بهائيان كاملا متفاوت است. آنها نه با كسي ضديتي دارند و نه به دنبال قدرت و منفعت هستند. براي آنها پاي وجدان و اعتقادشان در ميان است. آيا كساني كه در پي منافع سياسي اين جهاني هستند، ميتوانند در سخت ترين شرايط و حتي تا پاي جان شاد و مطمئن باقي بمانند؟ بهائيان فارغ از تمام دستهبنديهاي سياسي و تمام منافع دنيوي، تنها بر سر ايمان خود ايستادهاند و در راه اعتقادات خود حاضر به هر گونه فداكارياي هستند. اين است كه همه فشارها و محروميتها را با قلبي شاد و با اطمينان به تأييد الهي تحمل ميكنند و حاضر نميشوند بر خلاف تعاليم دين خود كه اساس آن وحدت و محبت بين همه انسانهاست، رفتار كنند. اين شعر نعيم، شاعر بهائي، زبان حال چنين افرادي است: كاش اعضاي ما سريشم بود همه رگهاي ما بريشم بود بخيه اتصال عالميان سبب التصاق مردم بود كاش اين اختلاف و جنگ و جدال نامش از صفحه جهان گم بود كاش قومي كه زجر ما جويند بر دگر قومشان ترحم بود كاش بر غرق ما و نفع عموم اين يم فيض در تلاطم بود منابع: (1) آثار قلم اعلي، ج 2، ص 155؛ مضمون بيان: به درستي كه ما در اولين روزي كه صوت قلم اعلي بين زمين و آسمان بلند شد (از همان آغاز اين امر) ارواح و اجساد و فرزندان و اموال خود را در راه خداوند علي عظيم انفاق كرديم و به اين خاطر بين اهل عالم و ملأ اعلي افتخار مي كنيم. آنچه در اين صراط مستقيم بر ما وارد آمده به اين مسأله (صدق اين گفتار) شهادت مي دهد.
نظر ها (0)
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta1
!joomlacomment 4.0 Copyright (C) 2009 Compojoom.com . All rights reserved." |











مدتي پيش اتفاقا در جمعي با عدهاي از خانوادههاي زندانيان بهائي و چند نفر از افرادي كه در انتظار دريافت حكم بودند، ملاقات كردم. دادگاه آنها مدتي پيش برگزار شده بود -همان اتهامات هميشگي عليه بهائيان از قبيل اقدام عليه امنيت و تبليغ عليه نظام و...- قرار بود فرداي آن روز حكمشان را به آنها ابلاغ كنند.