هرجا ماده در پی ویران کردن است , متافیزیک ماده را
دگرگون و آن را ویران می کند .در این ویرانی تن
های بی سر زیادی بر جای می مانند و یکایک جنبندگان به
بهانه های گوناگون از بین می روند .
تصور اینکه برای یک لحظه جاذبه ی زمین از بین برود
برای هیچکس قابل قبول نخواهد بود و در لحظه ای که این
اتفاق می افتد , هیچ چیز سر جای خودش نیست و هیچ چیز
مال هیچ کس نیست . در این لحظه حس مالکیت از بین می
رود و هیچ تنی مالک خویش و هیچ تن دیگر نخواهد بود.
هیچ قانون و حکومتی پایدار نخواهد ماند و هیچ کس هیچ
دستی تکان نخواهد داد . همه چیز در فضا آویزان خواهد
شد و ماده به شکل بسیار مضحک و تلخی در خواهد آمد .
این همه ویرانی که به دلیل زلزله , آتش سوزی , سیل و
طوفان به وقوع می پیوندد نیروهای غالبی مسیر این عصیان
را تعیین می کنند , نیروهایی که قابل دیدن نیستند و
تنها می توان عملکرد آن را نظاره گر بود . این نیروهای
متافیزیکی را می توان به گونه ایی خاص حس کرد . اما به
راستی چه کسی به حسیات و ادراکات ناخودآگاه خویش ایمان
دارد ؟!
شعوری که در نتیجه ی ادراکات به وجود می آید برای هر
کسی قابل قبول نخواهد بود و الزاما این درک نباید برای
هر فردی اتفاق بیافتد چراکه نوع نگاه انسان ها به جهان
با یکدیگر بسیار متفاوت است .
مرگ های دسته جمعی یکی از وحشتناک ترین مرگ هایی است
که انسان تاکنون نتوانسته بر آنها چیره شود و عدم
توانایی انسان را در برابر بعضی پدیده های ناشناخته به
اثبات رسانیده است . انسانی که خود را مالک زمین می
داند و هر روز در پی گسترش آن می باشد در یک لحظه از
زمان همه چیز خود را از دست می دهد . پس آیا همه چیز
در ماده و دنیایی که ما می بینیم خلاصه می شود و یا
دیوارهای نامریی در فضا وجود دارند که هرگز نخواهیم
توانست به آنها دست بزنیم ؟
در واقع علم ریشه تغییرات و دگرگونی ها را در علت های
کشف شده می بیند و علت ها نیز با آزمایش های شیمیایی ,
دستگاه های اندازه گیری پیشرفته مقیاس می شوند و پس از
آن علم نتیجه بدست آمده را اعلام می دارد . اما آیا
نقطه های سیاه و سفید پنهانی که در پشت هر ماجرا امکان
اتفاق دارند نیز کشف و به دیگران اعلام خواهند شد ؟!
مرگ های دسته جمعی اتفاق می افتند و در گورهای دسته
جمعی به خاک می روند و هیچ حادثه ای پایان حادثه دیگر
ی نیست , اما هیچ زمان هیچ کس اعتراض خود را بر جهان
اعلام نکرده است ؟
آیا به راستی انقلاب های متافیزیکی باعث دگرگونی زمین
نمی شوند و اینگونه انقلاب ها بر اثر دخالت پدیده های
ناشناخته اتفاق نمی افتند؟ هشداری که هر لحظه به گوش
می رسد . اما کسی به آن گوش فرا نمی دهد .
موجودیت ماده در حجم : ماده یاد گرفته است به شکل در
آید و قابل لمس و دیدن باشد و ما یاد گرفته ایم آنچه
قابل دیدن و لمس کردن است , وجود دارد . اما ویژگی
قابل مشاهده بودن وضعیتی خطیر را برای ماده می آفریند
و آن وضعیت آسیب پذیری است . ماده آسیب می پذیرد زیرا
که دیده می شود و حجم دارد , و فضایی را به مالکیت خود
در آورده است ,
دشمن ماده خود ماده است و هر ماده بر اساس حرکت و
قدرت دخل و تصرف در محیط پیرامون قدرت تخریب داشته و
می تواند از وضعیتی به وضعیت دیگر در آید و تغییر
بپذیرد . ماده در فرايند تغيير و تخريب امواجي از
خود بر جاي مي ﮔﺬارد كه بر جهان متافيزيك تاثير ﮔﺬاشته
و وضعيت جديدي را بوجود مي آورد.
عملكرد جهان متافيزيك بر اساس امواج ارسال شده ي جهان
ماده مي باشد ﮔرچه اين نيروهای نامریی تعريفي براي
عملكرد خود قايل بوده و در آمد و شد مي باشند .
جهان متافيزيك برخلاف ماده هيچ حجمي را به خود
نپذیرفته است و در بینهایت رو به گسترش است و نیروی
خود را بر اساس تعریف وجودی خویش بکار می گیرد اما رشد
گسترش جهان متافیزیک غیر قابل رویت است . در برخورد
جهان متافیزیک با جهان ماده این ماده است که راهی جز
تخریب نخواهد داشت . در یک لحظه از زمان انقلاب های
متافیزیکی می توانند ماده را غربال کرده و دگرگون
سارند .
انقلاب های نامریی نیز بر اساس خواسته ی جهان ماده
بوجود می آیند . و زمانیکه ماده به تمام معنا رو به
ویرانی می گذارد هیچ چیز جز جهان متافیزیک پیروز نشده
است و دیگر از ماده جز غبارهای ریزی در فضا دیده نمی
شود .
فناپذیری ماده بر روی کره ی زمین امکان اتفاقی است که
هر لحظه بر سرعت آن افزوده می شود چراکه ماده راهی به
جز تخریب و بازسازی ندارد . و بازسازی , امکان تغییر و
فرصت دوباره در بازیافت ماده در جایی دیگر می باشد .
بازیافتی که خاصیت مادگی خود را حفظ کرده اما شکل و
کارکرد دیگری به خود گرفته است . این اتفاق در مرحله
تکامل ماده صورت می گیرد . اما روی دیگر این فرضیه
خودویرانگری ماده است که در پی ازهم پاشی نظامی است که
منافع او را ارضاء نکرده و موجب خشم ماده گردیده است .
این خشم شاهراه بزرگی به سوی غرایض اولیه ماده باز می
کند . این میل به تخریب و ارضاء در هسته ی اولیه ی
بوجود آورنده ی ماده تعریف شده است اما مفهوم این
تخریب با بار منفی نبوده و نیست . چراکه کافیست نگاه
ماده به جهان تغییر یابد .
در واقع مسیر این حرکت را خود ماده رقم می زند . پس
امکان دیگری که به ماده داده شده است , قدرت انتخاب او
است که موجب بوجود آمدن امواج کارساز ی در فضا گردیده
و جهان متافیزیک را آگاه می سازد. اما هرچه سرعت شتاب
تخریب و ویرانگری در ماده افزوده گردد مرگ های دسته
جمعی بیشتری گریبانگیر ماده خواهد شد و ماده را در یک
چشم بر هم زدن ویران خواهد نمود . چرا که همه ی نیروها
برای فنا و ازبین بردن گردهم جمع شده اند و هیچ نیرویی
غیر از این چیز دیگری نمی خواهد .
در نتیجه ادامه ی این مسیر از سوی جهان ماده , وقوع
انقلابات متعددی را موجب گردیده که به زیان ماده خواهد
بود و موجب بوجود آمدن انقلاب های بزرگ متافیزیکی
خواهد شد که هیچ زمان قابل جبران نیست .