|
گفت وگو
با بنيامين بهادرى
دنيا مثل شماها نداره
مرضيه رسولى
اين آدم آهنى آنقدر سخت و سنگدل
است كه هيچ كس فكر نمى كند توان عاشق شدن داشته
باشد و حالا هم كه عاشق
شده، هيچ كس او را باور ندارد و همه انكارش مى كنند.
آن آدم
ديگر يك سال و ده ماه و دو روز
است كه معشوقش را نديده، اين يكى وقتى مى خواهد
بگويد دوستت دارم، زبانش
مى گيرد و ديگرى تب هزار و سيصد درجه دارد. آدم هاى
عجيب و
غريبى كه ترحم برانگيز هستند و
خيلى ها با آنها در ترانه هاى بنيامين همذات پندارى
مى كنند. در صدايى كه انگار
مرثيه گويى مى كند و نوحه مى خواند، همچنان كه پيش از
اين خوانده بود: بوى سيب و
حرم حبيب و... پوسترهاى بنيامين بعد از پخش اين آهنگ
در
ماه هاى محرم و صفر بر شيشه
ويترين ها و ديوارهاى شهر خودنمايى مى كند و چهره
خواننده با «محاسنش» صدايى
را يادآورى مى كند كه مناسب نوحه خوانى است: بوى ياس
وحرم عباس وآلبوم او با نام ۸۵
يك باره مجوز مى گيرد و به صورت وسيع تكثير، پخش و
خريده
مى شود. انتشار ناگهانى آن، فروش
بالايش، پخش سريعش و همه گير شدنش خيلى ها را شوكه
مى كند. بنيامين بهادرى
چهره موسيقى پاپ ايران در سال
۱۳۸۵ مى شود، با آلبوم
۸۵.
آهنگ هاى او را حتى اگر
نخواهى بشنوى، به گوشت مى رسد. در مغازه اى، كافه اى
نه چندان دنج، ماشينى كه با
سرعت مى رود يا در ورزشگاه آزادى بعد از قهرمانى
استقلال در پنجمين دوره ليگ
برتر. ديگر نمى شود او را ناديده گرفت. از بنيامين
بهادرى مى خواهيم براى
گفت وگو به روزنامه شرق بيايد. او مى آيد به همراه
محسن
رجب پور تهيه كننده اش، مدير شركت
ترانه شرقى و اين بار چهره او را متفاوت از
پوسترهايش مى بينيم. با
صورتى اصلاح شده، موهاى مدل آناناسى، اهل خيابان
جيحون
تهران، ۲۳ساله،
جوان و خجالتى. چهره او حتى متفاوت از عكس هايى است
كه براى اين
گفت وگو در روزنامه منتشر
مى شود.
محسن رجب پور علاوه بر تهيه
آلبوم ،۸۵
تهيه كننده تمام كنسرت ها و
آلبوم هاى گروه آريان هم هست. براى انتشار اين كار در
اسفند سال گذشته يك جلسه
مطبوعاتى ترتيب داد كه بيشتر به يك مهمانى و ضيافت
ناهار
مى مانست و خبرنگارانى كه در آن
جلسه حضور داشتند، بيشتر از اينكه براى گرفتن پاسخ
سئوالات خود آمده باشند،
وظيفه داشتند از خود پذيرايى كنند.
انتشار ناگهانى آلبوم
۸۵ خيلى ها
را شوكه كرد. در شرايطى كه بسيارى از شركت هاى
توليدكننده موسيقى پاپ براى
گرفتن مجوز با مشكل روبه رو هستند، اين آلبوم چطور
توانست منتشر شود؟
رجب پور: توليدات موسيقى
پاپ از نيمه دوم سال ۸۴
متوقف شد. به
اين دليل كه هنوز چارچوب
توليد اين نوع محصولات در دولت جديد دقيقاً مشخص نشده
است.
بنابراين ما هم توليدات خود را
متوقف كرده ايم. آلبوم ۸۵
اما قصه اش چيز ديگرى است.
مراحل انتخاب شعر و ملودى
اين آلبوم به سال ۸۳
برمى گردد و در چند ماه اول سال
۸۴
تكليف قطعات مشخص شد و چند
ماه بعد براى دريافت مجوز به وزارت ارشاد رفت اما تا
اسفندماه سال قبل در ارشاد
ماند و بعد مجوز گرفت. اين طور نبود كه ما اثر را به
وزارت ارشاد بفرستيم و
بلافاصله مجوز بگيرد.
اين اثر چند قطعه ديگر داشت
كه در
آخرين لحظه توسط خودمان حذف شد و
به يك قطعه هم وزارت ارشاد مجوز نداد. البته بعد
از روى كار آمدن دولت جديد
هيچ مديرى در دفتر موسيقى وزارت ارشاد تغيير نكرد و من
فكر نمى كنم در مديران
تغيير ديدگاهى به وجود آمده باشد. همزمان با انتشار
آلبوم
بنيامين چند كار ديگر هم به بازار
آمد، اما چون اين آثار كمتر از بنيامين فروختند،
خبر انتشارشان به گوش كسى
نرسيد
بنيامين بهادرى قرار بود آهنگساز
آلبوم ۸۵
باشد. او روى ترانه هاى فريد احمدى-
ترانه سراى اين مجموعه-
ملودى ساخت و بعد نيما وارسته قطعات را تنظيم كرد و...
رجب پور: اجازه بدهيد اين
سئوال را من به جاى بنيامين جواب دهم. بعد از اينكه
بنيامين ملودى «خاطره ها»
(دنيا ديگه مثل تو نداره) را مى سازد پروژه در ذهنش
عملياتى مى شود. او شاعر و
آهنگساز است و قبلاً براى خواننده هاى ديگر ترانه گفته.
بنيامين را به استوديو
برديم تا طريقه خواندن اين قطعه را به خواننده اى كه
براى
اين كار در نظر گرفته بوديم، ياد
دهد. او روى موزيك بدون كلام خيلى ناشيانه و
ابتدايى خواند تا خواننده
روى اين الگو تمرين كند و ما از اين اتفاق ساده به اين
نتيجه رسيديم كه صداى آقاى
بنيامين بهادرى صداى خوبى است و در مملكت ما اين نوع
صدا
را دوست دارند، اگر دوست نداشتند
شادمهر و فريدون اين همه طرفدار پيدا نمى كردند.
حتى افغانى ها، پاكستانى ها
و تاجيكستانى ها اين صدا را دوست دارند، بنابراين به
اين نتيجه رسيديم كه
بنيامين مى تواندبخواند.
•قبلاً چه
كسى قرار بود
بخواند؟
رجب پور: چهار پنج نفر تست
دادند. كسانى مثل آقاى بهنام عظيم شاهى يا
سوژه هاى جديد من كه حالا
براى خودشان آلبوم دارند.
•آقاى بنيامين صداى شما
براى
نوحه خوانى مناسب است همچنان كه
قبلاً يك كار نوحه هم خوانده ايد. كسى به شما نگفته
كه كارهاى بعديتان
تحت الشعاع همان كار نوحه قرار گرفته است؟
بنيامين:
نه
رجب پور: چرا من شنيده ام،
دو علت مى تواند داشته باشد. يكى اينكه اولين كارى
كه از ايشان منتشر شد، نوحه
است...
•اما آقاى بنيامين، شما
قبلاً انتساب اين كار
را به خود تكذيب كرده بوديد.
رجب پور: بله چون اين كار
متعلق به بنيامين
نيست.
بنيامين: آن آلبوم با صداى
من بود اما متعلق به من نبود.
رجب پور: بله
آقاى بنيامين بهادرى شاعر و
آهنگساز است و آهنگسازى آن كار را كرده بود و فريد
احمدى هم شعرش را گفته بود،
بنيامين ماكت اين كار را كه با نام «ماه مهربان» منتشر
شد، در استوديوى ناشر خواند
و آن مجموعه براى تمرين به خواننده سپرده شد. شركت اين
كار را ضبط كرد و به ارشاد
فرستاد اما ارشاد به صداى كار ايراد گرفت و آن را رد
كرد
اما بعد از چند ماه به دليلى
غيرمعلوم اين اثر با صداى بنيامين منتشر شد.
•حتى
راديو هم آن را پخش كرد.
رجب پور: بله تعجب ما هم از همين
است.
•آقاى بنيامين، شايد اين
آهنگ، كارهاى
ديگر شما را تحت الشعاع
قرار داده است به خصوص وقتى سرعت خواندنتان پايين
مى آيد.
بنيامين: اين سبك منوتون در
ملودى كه كاملاً هم منوتون نيست و روشى است
براى خودم شايد اين ذهنيت
را به وجود بياورد كه اين آهنگ ها شبيه نوحه است اما
خب
آقاى رجب پور هم گفتند، اين نوع
صداها، در اين ملودى ها مى نشينند و با آن شعرها
تركيب مى شود و در نهايت
چيزى كه به مخاطب مى رسد، اگرچه در نوع خود شيرين و
جذاب
است اما شايد اين برداشت را كه شما
به آن اشاره كرديد ايجاد كند.
رجب پور:
ببينيد، جوابش اين است كه
خواننده اگر براى ايرانى ها از يك نتى پايين تر
بخواند،
صدايش سوز هم داشته باشد، اگر آهنگ
عروسى بخواند، مى گويند نوحه
مى خواند.
•••
بنابراين بنيامين نخواسته
نوحه خوانى كند. ريتم بعضى از
آهنگ هاى او چيزى متضاد اين
را مى گويد. اگرچه در روزهاى اول انتشار اثر وجهه
ديگرى
داشته، اما كم كم اين وجهه تغيير
كرده است، حتى شايعاتى درباره ريشه مذهبى داشتن
بعضى از قطعات آلبوم
۸۵.
•قبلاً
مى گفتند كه شما آهنگ «خاطره ها» را براى
امام زمان خوانده ايد.
بنيامين: اينكه شما
مى گوييد خيلى خوب است. به نظرم عشق
خيلى فرامرز است و چه بهتر
كه اين كار عاشقانه را هر كس به عشق خود نسبت
مى دهد.
•مى دانيد كه درباره كارهاى
عاشقانه ديگر چنين شايعه اى وجود
ندارد
.
بنيامين: اين اثر وقتى
منتشر شد، مردم آن را به همراه همان كار نوحه در
يك مجموعه در نظر گرفتند و
شايد به دليل اين توالى چنين ذهنيتى در آنان ايجاد
شد.
• خودتان هيچ جا عنوان
نكرديد كه آيا اين آهنگ را براى كسى خوانده ايد يا
نه؟
بنيامين: نه
•••
او تا قبل از انتشار اين
اثر از ميزان موفقيت آن خبر
نداشت. البته ناشر به او
اميدوارى هايى داده بود. اما بعد كه آدم هاى عجيب و
غريب
اين آلبوم در صداى بنيامين حيات
پيدا كردند و جوان ترها زير لب زمزمه اش كردند
خواننده از موفقيت آلبوم
مطمئن شد و توانست با اعتمادبه نفس بيشترى بگويد كه
سبكى
كه در ۸۵
ارائه كرده سبك متفاوتى است: «يك حس شرقى با استفاده
از ابزار
مدرن."
او قبل از اين به گفته خود
براى برنامه هاى كودكان در تلويزيون آهنگسازى
مى كرده است و «رنگين كمان»
اثرى براى كودكان بود كه با آهنگ او و شعرهاى فريد
احمدى به صورت كاست منتشر
شد.
• اگر خودتان ترانه سرا
هستيد، چرا تمام شعرها را
از فريد احمدى مى گيريد؟
بنيامين: ترانه سرايى تمركز
زيادى مى خواهد در حالى كه
خيلى از كسانى كه اين كار
را انجام مى دهند، خيلى راحت و ساده از كنارش
مى گذرند.
• شما براى گفتن شعر تمركز
نداريد؟
بنيامين: نه، حس مى كنم
ندارم.
چون ذهنياتم با فريد يكى است، اگر
ايده اى به ذهنم بيايد مى گويم و او در ترانه اش
منتقل مى كند. پس نگران
ترانه نيستم و تمام وقت و انرژى ام را روى آهنگسازى
مى گذارم.
• پس خودتان چطور
ترانه سرايى هستيد كه نه در اين كار و نه در
كارهايتان براى كودكان از
ترانه هاى خود استفاده نكرده ايد؟
رجب پور: البته
بنيامين براى چند كار شاخص
كه در بازار هم گل كرده، ترانه گفته است.
• كدام
كارها؟
بنيامين: اسم نياوريم بهتر
است.
• چرا نخواستيد در اين
مجموعه از
هيچ كدام از ترانه هايتان استفاده
كنيد؟
بنيامين: ما به يك ايده آل
فكر
مى كرديم. البته مواردى بوده كه من
ايده اى داشته ام، ترانه اى گفته ام و فريد
احمدى آن ايده را نگه داشته
و ترانه را تغيير داده است. من دستپخت او را دوست دارم
و به او اعتماد كرده ام.
• پس ترانه هاى ايشان بهتر
است.
بنيامين: صددرصد. ما
در كار تعارف نداريم.
•••
آهنگ «خاطره ها» يا «آدم
آهنى» بيشتر از آهنگ هاى
ديگر شنيده مى شوند. چون
احتمالاً قابليت بيشترى براى شنيده شدن با ولوم بلند
دارند.
رجب پور: بگذاريد من بگويم.
يكى از خوبى هاى آلبوم اين است كه كسى را
نديده ام كه چند قطعه آن را
از خواننده هاى ديگر گلچين كند. اگر شما اين دو اثر را
بيشتر شنيده ايد به دليل
انرژيك بودن آنها است. اين قطعات براى فرصت هاى مختلف
ساخته شده است. يعنى راننده
در ماشينى كه ۱۰۰
كيلومتر را بايد با سرعت يكنواخت طى
كند، بايد بتواند با همه
قطعات ارتباط برقرار كند. اما در يك ميهمانى خانوادگى
نمى شود از كل مجموعه
استفاده كرد و شما اين دو آهنگ را بيشتر مى شنويد. در
نظرسنجى هايمان مردم با
قطعه «من امشب مى ميرم» بيشترين ارتباط را برقرار
كرده اند
و براى جوان هاى
۱۷ ،
۱۸
ساله قطعه «من امروز، يك ساله و...» بهترين قطعه بوده
است.
اما من مى خواهم چيز ديگرى
بگويم. با همه نابسامانى اى كه در بازار موسيقى
مملكت وجود دارد و به ازاى
هر يك اثر اصل، ۱۰
كپى فروخته مى شود، اين اثر توانسته
به گوش يك هفتم زنده هاى
مملكت برسد. وقتى كارى در اين وسعت پخش مى شود حتماً
پتانسيلى در كل مجموعه وجود
داشته، وگرنه دو تا آهنگ نمى تواند اين همه مخاطب
ميليونى داشته باشد.
بنيامين: بله من هم حرف هاى
آقاى رجب پور را تاييد
مى كنم.
• كسانى كه با كارهاى شما
ارتباط برقرار نكرده اند عقيده دارند آثار شما
و ترانه هاى اين مجموعه
بيمار است. به درد لحظاتى مى خورد كه آدم ها در شرايط
عادى
و معقول نيستند. مخصوصاً همين آهنگ
«آدم آهنى »
بنيامين: يعنى به شرايط
غيرعادى
آنها كمك مى كند؟
• بله.
بنيامين: فكر نمى كنم
اين طور باشد.
رجب پور:
آدم هايى كه شما مى گوييد
از موزيك هاى خاص با ريتم هايى كه مدام تكرار مى شوند
استفاده مى كنند و به تنها
چيزى كه اهميت نمى دهند كلام است. در حالى كه اين آهنگ
فقط سه دقيقه است.
•••
«۸۵»
را جوان هاى زير
۲۰ سال
بيشتر دوست دارند.
شعرهايش را، ريتم تند بعضى از
قطعات را و شايد نبود هيچ كار وطنى كه در حال حاضر با
اين اثر رقابت كند. ديگر از
آن هياهو و جنجال هاى موسيقى پاپ خبرى نيست.
خوانندگانى
كه هر كدام يادآور يك صداى
قديمى هستند. صدايى كه ديگر اينجا نيست.
رجب پور: اما
همان روزهايى كه اين آلبوم
منتشر شد، چند كار شاخص لس آنجلسى هم بيرون آمد و ما
افتخار مى كنيم كه كارى
توليد كرديم كه از نظر سطح كيفيت از موسيقى لس آنجلسى
بهتر
است و ديگر آثار لس آنجلسى كه
همزمان با «۸۵»
وارد بازار غيرقانونى ايران شدند،
در
مقابل اين كار حرفى براى گفتن
نداشتند. ما مى دانيم كه هيچ وقت نبايد به سمت ابتذال
برويم اما نشاط و شادابى را
هم نبايد از جوانان بگيريم. چرا كه نمى توانيم با آنها
به زبان
۵۰۰ سال
پيش صحبت كنيم.
•كدام يك از آدم هاى
شركت ترانه شرقى موفق تر
هستند، آريان يا بنيامين.
دوره كدام يك زودتر سر مى رسد؟
رجب پور: من براى
آدم هايم دوره نمى گذارم.
•پس چرا تب آريان در اين
يكى دو سال از بين رفته
است؟
رجب پور: اين طور نيست، سال
گذشته ما بزرگترين مجموعه كنسرتى را كه قبل و
بعد از انقلاب در ايران
تدارك ديده شد ترتيب داديم اما متاسفانه بنا به دلايلى
كه
هنوز براى ما واضح نيست، اين كنسرت
لغو شد و ما ۲۰۰
ميليون تومان ضرر كرديم. به جز
ضرر مالى، اعضاى آريان هم
سرخورده شدند. همزمان دولت عوض شد و تجربه بزرگترها هم
مى گويد كه در هنگام تغيير
و تحولات سياسى هر كس خودى نشان بدهد، گوشت قربانى است.
من نخواستم آريان گوشت
قربانى شود. به همين دليل كار نكردم اما فعاليت هاى
زيادى
داشتيم و آريان با مجوز خصوصى براى
ارگان هاى مختلف برنامه اجرا مى كرد. امسال هم
خبرهاى بيشترى از آ ريان
خواهيد شنيد.
•آقاى بنيامين، يكى از
خصوصيات اين نوع
كارها زود كهنه شدن آن است.
هر موزيك تازه اى كه بيايد و كارش بگيرد كار شما را پس
مى زند. براى آن موقع چه
كار مى خواهيد بكنيد؟
بنيامين: الان زود است كه
به
سئوال شما جواب بدهم.
•يعنى برنامه اى نداريد كه
همچنان مطرح بمانيد؟
فكر
مى كنم بايد اتفاق بهترى
بيفتد. حس ما در كار بعدى همين حس است اما ممكن است آن
را
در قالب ديگرى بريزيم. حتى شايد
سبك كار خود را هم عوض كنيم.
•چه چيزهايى براى
تغيير قالب تعيين كننده
است؟
فضاى جامعه خيلى
تعيين كننده است. دكور كار ما بايد
متناسب با اين فضا و جذاب
باشد.
•به اين فكر نكرده ايد كه
بعداً ممكن است از
وارد شدن به دنياى موسيقى
مصرفى پشيمان شويد. وقتى ديگر كسى شما را به ياد
ندارد،
در حالى كه مى توانستيد كارهاى
ماندگار از خود به جا بگذاريد نه كارهايى كه مثل تب
زود گذر است.
بنيامين: تا موقعى كه خوب
هستم، همچنان هستم و اگر خوب نباشم به
طور طبيعى حذف مى شوم.
فعلاً خوب هستم و به موقعى كه شايد نباشم فكر
نمى كنم.
رجب پور: ببينيد آرتيست
بودن يعنى به روز بودن. يك آرتيست را
نمى توانيد دو روز با يك
لباس ببينيد. هنرمند يعنى آدم عجيب و غريب.
•براى مردم
چهره خواننده موسيقى پاپ
خيلى مهم است. خودتان هم به اين موضوع توجه
داريد؟
رجب پور: بله همين الان هم
يك كار جديد دارم كه دنبال خواننده اش
مى گردم. البته خواننده اى
داريم كه صدايش خوب است اما چهره خوب و مردم پسندى
ندارد. گذشته از اينكه الان
ديگر نمى توان كارى را بدون كليپ عرضه
كرد.
•••
اگر محسن رجب پور نبود،
بنيامين بدون اينكه منتظر تائيد حرف هاى
خودش از جانب او باشد، شايد
چيزهاى ديگر هم مى گفت.
بنيامين مى گويد بزرگترين
تفريح اش كتاب است. در
دانشگاه آزاد رودهن ادبيات مى خواند و به كتاب هاى
ادبيات و
شعر روز دنيا علاقه مند است و
همه شان را مى خواند، همه شان را مى خواند؟
اعضاى
تحريريه به او براى موفقيت
آلبومش تبريك مى گويند. بنيامين وقتى مى خواهد برود،
برمى گردد و مى گويد: دنيا
مثل شماها نداره.
به راستى كدام خيابان؟
حميدرضا ابك
بنيامين آشكار كننده يك ويژگى
بنيادين در وجدان انسان ايرانى
است؛ ويژگى غريبى كه به آن
اشاره مى توان كرد اما نمى توان از آن نام برد. در
هياهوى بحث در باب اولويت
هنر فاخر بر هنر مردمى و در گيرودار مسبوق به سابقه
يقه
دريدن در باب نسبت هنر و تعالى،
جوان خوش چهره و شيك پوشى پيدا مى شود و از
سواره ها و پياده هايى
مى سرايد كه آمده اند و رفته اند و از آن او
نبوده اند.
طولى نمى كشد كه فضاى
كافى شاپ ها، لابى مجتمع هاى ساختمانى،
تاكسى ها، مهمانى ها و حتى
استخر ها و سوناها پر مى شود از آدم هايى كه انگشت
سبابه شان را دراز كرده اند
و با قر و قميشى عاشقانه زمزمه مى كنند تا بفهمند
خيابان مورد نظر براى دست
يافتن مستقيم و بى دردسر به جناب معشوق يا جنابه
معشوقه
كدام است.
عكس العمل ها اما چيست؟
عده اى از هموطنان عزيز ما
اصولاً با
موسيقى ميانه اى ندارند. حساب آنها
جدا است. عده اى ديگر تنها به گونه هاى خاص
موسيقايى علاقه مندند و
كارهاى امثال بنيامين را به حساب نمى آورند. با آنها
هم
كارى نداريم. دسته سوم علاقه مندان
كارهاى بنيامين اند كه با يك حساب دو دوتا
چهارتا و با توجه به فروش
يك ميليونى كاست بنيامين، احتمالاً تعدادشان قريب به
چندين ميليون نفر است. اما
دسته ديگرى از ايرانى ها هستند كه در مورد همه
پديده هايى كه با اقبال
عمومى مواجه مى شوند، رويكرد و مواجهه منحصر به فردى
اتخاذ
مى كنند.
تقريباً همه آنها مدعى اند
كه تا به حال حتى يكى از ترانه هاى بنيامين
را گوش نكرده اند. اظهارنظر
خصم آ لودشان هم مبتنى بر چند دقيقه وقتى است كه در
تاكسى يا مهمانى پسرعمه و
خاله پاى صداى اين پسر جلف سر كرده اند. يك موى سر
موتسارت و شجريان را هم به
كل تيپ و فكل اين آقاى تازه به دوران رسيده نمى دهند و
از صبح تا شب براى مردم اين
سرزمين اظهار تاسف مى كنند كه حق شان است و اگر ملاك
سنجش براى خوبى و بدى
داشتند، روزگارشان اين نبود. بعد هم قضيه وصل مى شود
به
استبداد و مسئله مشروطه و نادانى
ايرانيان و بى توجهى شان به مسائل
اساسى.
قاعدتاً بى توجهى به موضع
اين افراد و كم اهميت انگاشتن ديدگاهشان چندان
متناسب با قوانين ادبى و
نزاكتى نيست. حرف اين حقير اما يك چيز است، داشبورد
ماشين شان را بنگريد. حتماً
در گوشه اى از آن يك كاست يا سى دى از بنيامين آرميده
است؛ تازه اگر داخل دستگاه
پخش ماشين نباشد.
ايرانى ها كم و بيش با
قواعد لذت
بردن از مواهب دنيا آشنايند. آنها
هم مثل مردم دنيا مى توانند از مواهب طبيعى و
غيرطبيعى دنياى پيرامونشان
بهره بگيرند. كوه مى روند، فيلم مى بينند، برنامه كودك
تماشا مى كنند، رمان
آبگوشتى مى خوانند و آهنگ محبوبشان هم معمولاً يكى از
كارهاى
ويگن و امثالهم است. اما نوبت به
اظهارنظر كه مى رسد به كمتر از داستايوفسكى و شوپن
و ليوتار و همشهرى كين و
گفت وگوى خبرى شبكه ۲
رضايت نمى دهند. چه معنى دارد كه آدم
وقتش را صرف آن لاطائلات
كند و عمر گرانبها تر از جان را هدر بدهد و ارتقاى سطح
معرفت بشرى را به كسب لذتى
ضعيف و زودگذر بفروشد؟ ته قضيه را هم كه در بياوريد
متاسفانه تعداد كسانى كه از
امثال موتسارت و دريدا سر درمى آورند خيلى زياد نيست.
اين نگاه و رويكرد اگر ناظر
به زندگى خود شخص بود، البته ايرادى نداشت. بالاخره
لابد هر كسى مجاز است از
منظر خود به جهان بنگرد و با مركب خويش راه آينده را
بپويد. مسئله اما وقتى جدى
مى شود كه بقيه آدم ها در چشم اين افراد يك مشت علاف
بنجل پسند بى خبر از
اتفاقات متعالى عالم اند. ول معطل هايى كه اگر نبودند
هم اتفاق
چندانى براى آينده بشرى نمى افتاد
كه شايد اوضاع و روزگارش بهتر هم مى شد. بر طبق
آخرين آمار واصله، تعداد
اين افراد به نحو چشمگيرى رو به افزايش است. نگارنده
در
همين يادداشت از فرصت استفاده
مى كند و عاجزانه التماس مى كند، در صورتى كه گوش
كردنش به ترانه هاى بنيامين
و نشستن اش پاى كارتون ماداگاسكار، خيانت عظيمى به
جامعه بشرى است، اعضاى
انجمن مذكور هر چه سريع تر ترتيباتى براى انتقال او از
اين
دنياى سطحى و احمقانه به ديار باقى
و پرمعناى مورد نظر اتخاذ فرمايند تا اين حقير
نيز دريابد كه به راستى
«كدام خيابان» است كه او را به سرمنزل مقصود آنان
مى رساند.
روزنامه
شرق 14/2 / 1385
تنظیم مطلب از
رامین مهریار |