من فقط می تواند نگاه کند . پاچه ی شلوارش را زده است
بالا . ایستاده وسط آب و شروع می کند به نگاه
کردن.اولش میبیند خبری نیست . من است و صدای آب و تمام
. بعد کم کم من می بیند سرو کله شان پیدا می شود .
خیلی زیبا به نظر می رسیدند . من می خواست از نزدیک
لمسشان کند . اول کمی از من فاصله گرفتند اما کم کم به
او نزدیک می شوند .آنها من را دوره کرده اند . یکیشان
خیلی به من نزدیک می شود . انگار از او خیلی خوشش آمده
. آرام آرام به من نزديك مي شود . اين را چند بار ديگر
هم تكرار كرده . ولي اين بار نزديك تر از هميشه . دم
نرمش را به پای من کشیده و تن نرمش را چرخشی داده و بر
می گردد.
اینکار را من می بیند که هی تکرار می شود و او را
درگیر موسیقی عجیبی می کند . گروه ارکستر دارند می
نوازند . سه تا نت جا می ماند اما کمی بعد همه را
تصحیح مي کند .
باران سرتاپایش را خیس کرده . او نمی تواند دیگران را
بخاطر دیر آمدنش توجیه کند . بنابراین روی دفتر نت
یاداداشتی می نویسد و آن را برایشان می فرستد . دوباره
برگشته سرجای اولش . همان نقطه ای که حرکت نرم و پر كش
و قوس او را دارد تجربه می کند . حالا می فهمد کجای
کارش اشتباه بوده . روي سه نت باقي مانده خوب مكث می
کند اما چشمش به زحمت روبرويش را مي بيند . پلک چشمش
خیس خیس شده و هي مي پرد .
باران هنوز آرام آرام و يكنواخت می ریزد . همه جمع شده
اند و روی آب رقص دیوانه کننده اي را اجرا مي كنند.
او دوباره به من نزدیک می شود. اینبار کمی خیز برمی
دارد و سرش را بیرون از آب بالا می آورد و كمي به من
خيره مي شود اما دوباره كش و قوسي به كمرش داده و بر
مي گردد . نت دوم تصحیح می شود . این دومین نتي بود که
من دارد کشف می کند . صداي غرش رعد و برق من را متوجه
وضعيت پيش آمده مي كند همه شان به طرز عجيبي دور هم
جمع شده اند . من فكر مي كند بايد با هم تصميمي گرفته
باشند كه سومین نت و شالاپ و من دیگر نیست!
کسی دارد درآب غوطه می خورد. من هوا می خواهد . ریه اش
پر از بوی ماهی است . یک چیز قویتر از من توی آب است
كه هي او را به پايين مي كشاند. تن لزجش روي دست و پاي
من و بعد طول اندامش مي چرخد . تن نرمش را به سینه من
می چسباند و من به آن فکر می کند که موقع برگشتن آن را
توی صفحه ی نتش بیاورد.
من تسلیم است . آرام می غلطد یک گوشه . با چشمان
پفالیده به آمدن دسته جمعی قزل آلاها نگاه میکند . من
پاچه ی شلوارش را زده است بالا . قزل آلا جلوی دو چشم
من می رقصد . همان که نگاه عجیبی داشت . من خودش را
روی نتي آویزان می بیند که چشمش خورده می شود روی صفحه
ی نت . من روي نت سوم خيره در چشم قزل آلا تمام كرده
است.