Art & Culture

  فرهنگ و هنر

 

Tomorow Is Built Today

 

ازمجموعه گروه اینترنتی فرهنگ گفتگو

Iranian Futurist

 

     

 

فایل های صوتی اتاق فرهنگ و هنر   

موسیقی

اخبار

 فیلم

 شعر

داستان

تحلیل کارشناسان

گوناگون

 تماس با سایت

پیوندها

بدین وسیله  به اطلاع  صاحبان سایت ها  می  رسانیم که جهت دادن لینک های  متقابل با ما تماس گیرند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

عشق من قزل آلا

 


سارا مويدي
براي رقص قزل آلاي شوبرت

 






من فقط می تواند نگاه کند . پاچه ی شلوارش را زده است بالا . ایستاده وسط آب و شروع می کند به نگاه کردن.اولش میبیند خبری نیست . من است و صدای آب و تمام . بعد کم کم من می بیند سرو کله شان پیدا می شود . خیلی زیبا به نظر می رسیدند . من می خواست از نزدیک لمسشان کند . اول کمی از من فاصله گرفتند اما کم کم به او نزدیک می شوند .آنها من را دوره کرده اند . یکیشان خیلی به من نزدیک می شود . انگار از او خیلی خوشش آمده . آرام آرام به من نزديك مي شود . اين را چند بار ديگر هم تكرار كرده . ولي اين بار نزديك تر از هميشه . دم نرمش را به پای من کشیده و تن نرمش را چرخشی داده و بر می گردد.

اینکار را من می بیند که هی تکرار می شود و او را درگیر موسیقی عجیبی می کند . گروه ارکستر دارند می نوازند . سه تا نت جا می ماند اما کمی بعد همه را تصحیح مي کند .

باران سرتاپایش را خیس کرده . او نمی تواند دیگران را بخاطر دیر آمدنش توجیه کند . بنابراین روی دفتر نت یاداداشتی می نویسد و آن را برایشان می فرستد . دوباره برگشته سرجای اولش . همان نقطه ای که حرکت نرم و پر كش و قوس او را دارد تجربه می کند . حالا می فهمد کجای کارش اشتباه بوده . روي سه نت باقي مانده خوب مكث می کند اما چشمش به زحمت روبرويش را مي بيند . پلک چشمش خیس خیس شده و هي مي پرد .

باران هنوز آرام آرام و يكنواخت می ریزد . همه جمع شده اند و روی آب رقص دیوانه کننده اي را اجرا مي كنند.
او دوباره به من نزدیک می شود. اینبار کمی خیز برمی دارد و سرش را بیرون از آب بالا می آورد و كمي به من خيره مي شود اما دوباره كش و قوسي به كمرش داده و بر مي گردد . نت دوم تصحیح می شود . این دومین نتي بود که من دارد کشف می کند . صداي غرش رعد و برق من را متوجه وضعيت پيش آمده مي كند همه شان به طرز عجيبي دور هم جمع شده اند . من فكر مي كند بايد با هم تصميمي گرفته باشند كه سومین نت و شالاپ و من دیگر نیست!

کسی دارد درآب غوطه می خورد. من هوا می خواهد . ریه اش پر از بوی ماهی است . یک چیز قویتر از من توی آب است كه هي او را به پايين مي كشاند. تن لزجش روي دست و پاي من و بعد طول اندامش مي چرخد . تن نرمش را به سینه من می چسباند و من به آن فکر می کند که موقع برگشتن آن را توی صفحه ی نتش بیاورد.

من تسلیم است . آرام می غلطد یک گوشه . با چشمان پفالیده به آمدن دسته جمعی قزل آلاها نگاه میکند . من پاچه ی شلوارش را زده است بالا . قزل آلا جلوی دو چشم من می رقصد . همان که نگاه عجیبی داشت . من خودش را روی نتي آویزان می بیند که چشمش خورده می شود روی صفحه ی نت . من روي نت سوم خيره در چشم قزل آلا تمام كرده است.
 

 

 

 

 

 

        

صفحه اول

 

 

    Art & Culture

wwww.farhanggoftego.com

استفاده از مطالب با اجازه کتبی نویسنده  بلامانع است